به منظور تعیین ساحت‌‌ها‌ی رشد و تحول، متغیرهای مهم و عمده هر ساحت و نیز انتخاب ابزارهای مناسب اندازه‌گیری؛ پس از بررسی‌های متعدد، مشاوره‌های داخلی و بین‌المللی تصمیم گرفته شد تا حوزه مطالعه و ارزیابی در مطالعه “کودکی در ایران” به دو دسته کلی سنجش کودک در ساحت‌های مختلف رشدی و نیز سنجش محیط‌‌های مؤثر بر رشد تقسیم شود. بدین ‌ترتیب در بخش ساحت‌های رشدی؛ ساحت اجتماعی هیجانی، شناختی، معنوی، جسمی، اقتصادی-حرفه‌ای، فرهنگی، و زیست محیطی و در بخش محیط‌‌های اثرگذار نیز محیط‌‌های خانه و مرکز آموزشی (مهدکودک/پیش دبستان/مدرسه) به عنوان ساختار اصلی مطالعه تعیین شدند.
برمبنای این تقسیم‌بندی و نیز به منظور تبیین و توجیه متغیرها و مؤلفه‌هایی که می‌بایست در هر یک از ساحت‌های منتخب رشدی و محیط‌‌های اثرگذار مطالعه و اندازه‌گیری شود، نگارش مبانی نظری و تجربی ساحت‌ها و محیط‌‌های یادگیری تحت عنوان اسناد توجیهی (Rational Documents)، با همکاری جمعی از دانشجویان علاقمند و ممتاز دوره دکتری در گرایش‌های مختلف روانشناسی و تعلیم و ترییت در دستور کار گروه سنجش و اندازه‌گیری مطالعه “کودکی در ایران” قرار گرفت تا از این طریق هم چرایی علمی و اجرایی انتخاب ساحت‌‌ها و متغیرهای مهم رشد و تحول تبیین شود و هم معرفی چارچوب جامعی از چگونگی سنجش و نیز ابزارهای گوناگون به‌ کار رفته در سطح داخلی و بین‌‌المللی ارائه گردد.
در ادامه خلاصه‌ای از مباحثی که تا کنون به سرانجام رسیده، آمده است:

در جهان پیچیده امروز کودکان برای کنش ‌ورزی مؤثر با محیط نیازمند کسب مهارت های هیجانی، اجتماعی و روانی هستند، به گونه ‌ای که برای رسیدن به موفقیت ‏های آینده وجود مهارت های شناختی بدون صلاحیت های اجتماعی و هیجانی کفایت نمی ‏کند و تنها تأکید بر رشد و توانایی‏ های شناختی نمی‏ تواند ضامن موفقیت آتی آن -ها در جامعه باشد.
منظور از ساحت رشد اجتماعی-هیجانی در مطالعه “کودکی در ایران”، بررسی مجموعه توانایی ‏های درون فردی و بین ‌فردی متعددی است که امکان تجربه، ابراز و مدیریت هیجان ها توسط کودک و برقراری روابط مثبت و مؤثر با دیگران را فراهم می ‌آورد. این ساحت در واقع بر مهارت هایی تمرکز دارد که خودآگاهی کودک را از خویش، احساسات، چگونگی تعامل با دیگران و تأثیر بر محیط و شرایط زندگی افزایش می ‏دهد. برپایه یک طبقه بندی می توان این متغیرها را به دو دسته رفتارهای مثبت و سازگارانه و متغیرهای منفی و ناسازگار تقسیم نمود. دسته یکم شامل متغیرهایی چون رفتارهای خودکنترلی و خودتنظیمی، احساس عاملیت، مهارت ‏های اجتماعی، مهارت‏ های ارتباطی، و مهارت‏ های زندگی روزمره می‌ شود که به کودک امکان کنترل تکانه ‌ها و خویشتن ‌داری، تمرکز و برنامه ریزی در جهت دستیابی به هدف ها، عملکرد عاملانه و فعالانه در تجربه ‌های زندگی، توانایی برقراری روابط مؤثر با دیگران، و انجام کارهای شخصی چون لباس پوشیدن، غذا خوردن، بهداشت شخصی و استفاده مناسب از ابزارهایی چون تلفن و کامپیوتر را می دهد. دسته دوم شامل رفتارهای سازش‏ نایافته، فزون ‌کنشی به معنای انواع رفتارهای ناکارآمدی مانند بیش ‌فعالی و اختلالات اضطرابی مانند اضطراب جدایی است که اغلب در تداخل با فعالیت ‎های روزمره قرار می ‎گیرد، تکرار شونده و یا آنقدر شدید است که توانایی کودک را در عملکرد بهنجار زندگی روزمره، سازگاری با شرایط خاص اجتماعی، یادگیری مهارت های جدید و دستیابی و بهره‎ مندی از منابع موجود در محیط محدود و مخدوش می‎ کند. بر این اساس، کودکان برای استفاده از فرصت های رشد و شکوفایی، کسب مهارت‌ ها و دانش متناسب با سن و پیشرفت و رشد همه جانبه در سنین بعدی نیازمند ارتقاء و پرورش مهارت های مثبت و دوری از متغیرهای منفی ناسازگارانه در ساحت رشد اجتماعی هیجانی خود هستند.

ساحت شناختی از توانایی های مختلفی تشکیل یافته است. این توانایی های شناختی طبقه ای از تکالیف شناختی را شامل می شود که در آن ها پردازش صحیح یا مناسب اطلاعات ذهنی برای عملکرد موفقیت آمیز، ضروری است. در پردازش شناختی، محتواهای ذهنی عمل می کنند تا پاسخی را تولید کنند. این محتواهای ذهنی ممکن است بازنمایی ها یا رمزگردانی محرک های بیرونی یا تصاویر، دانش، و قواعد در حافظه کوتاه مدت یا بلندمدت باشد.
ساحت شناختی از توانایی ها و متغیرهای زبان، زبان دوم، ریاضیات، علوم و مهارت های اولیه خواندن و نوشتن تشکیل یافته که هر کدام نیز دارای مولفه هایی است. به عنوان نمونه، هیئت ملی خواندن و نوشتن اولیه برای متغیر مهارت های اولیه خواندن و نوشتن، مولفه های دانش الفبایی، آگاهی واج شناختی، نامیدن خودکار سریع، نوشتن ابتدایی یا نوشتن نام، حافظه واج ‌شناختی، مفاهیم چاپی، دانش چاپی، زبان شفاهی، پردازش بصری، و آمادگی خواندن را تعیین کرده است.
مطالعات توانایی های شناختی، برای جامعه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. صدها سال است که تفاوت های فردی در توانایی های شناختی تشخیص داده شده است که همین تفاوت ها خود را در نقش ها و رفتارهای افراد در جامعه نشان می دهد. به طوری که برت بسیاری از نوشته های خود را به رابطه هوش به عنوان یکی از توانایی های شناختی با پیشرفت و موفقیت تحصیلی، وضعیت شغلی، بزهکاری نوجوانی و دیگر پدیده های مهم اجتماعی اختصاص می دهد. نظریه های ابتدایی درباره توانایی های شناختی، آن ها را به وراثت نسبت می دادند، اما در حال حاضر بر تعامل طبیعت و تربیت برای تحول این توانایی ها تاکید می شود. بنابراین، در صورتی که مداخلات لازم صورت بگیرد، می توان این توانایی ها را بهبود بخشید.

رشد معنوی فرایند پرورش ظرفیت ذاتی انسان برای تعالی و خودشکوفایی است.. فرایندی که نه تنها مؤلفه های مقدس زندگی را دربر می گیرد، بلکه نیروی اصلی رشد انسان را به منظور دستیابی به معنا، هدف و نقشی تشکیل می دهد که او را به جهان پیوند می زند. معنویت به عنوان یکی از جنبه های درونی افراد نوعی آگاهی نسبت به دنیای اطراف، حس مهربانی و عشق به دنیا و هر آن چیزی را شکل می دهد که دریچه ای از شگفتی را متبلور می سازد.
با درنظر گرفتن این که مهم‌ ترین و تأثیرگذارترین بعد زندگی در دنیای کودکان خردسال بعد عاطفی است، بنابراین پیوندهای عشق و عاطفه‌ ای که در چند ماه نخستین زندگی کودک شکل می‌ گیرد دربردارنده اطلاعاتی بسیار مهم و حیاتی است. لبخندها، نوازش ‌ها، واژه ‌ها و جمله‌ های نرم و محبت آمیز، لطافت و مهربانی که هر کدام نشانه عشق و پذیرش، مراقبت و اهمیت، و اعتماد و تعهد اهمیت ویژه ای برای کودکان دارد زیرا این جنبه های عاطفی زیربنای همه ابعاد دیگر رشد معنوی را تشکیل می دهد.
به منظور مطالعه جامع تر و نیز دقیق تر رشد معنوی در پروژه “کودکی در ایران”، ساحت معنوی به سه مولفه معنویت (spirituality)، دین داری (religiosity) و اخلاق (morality) تقسیم شد. اما به دلیل کمبودها و کاستی هایی که در ادبیات و پیشینه نظری و تجربی در زمینه اندازه گیری ابعاد و مؤلفه های این ساحت رشدی وجود دارد تلاش شد تا افزون بر توسعه مقیاس های مناسب از طریق روش های دیگری مانند مصاحبه و مشاهده نیز که برای بازه سنی مورد مطالعه مناسب باشد مؤلفه های مختلف این ساحت ارزیابی شود.

در چند دهه اخیر سلامت یکی از ارکان حقوق بشر و نیز يكی از عمده ‌ترین هدف ‌های اجتماعي کشور‌های جهان شناخته شده است. هر چند تعاريف متعدد و متنوعی از سلامت ارائه شده است؛ اما در جامع‌ ترین و کلی ‌ترین شکل، آن را به رفاه یا آسایش كامل جسمي، رواني و اجتماعي و نه صرفاً فقدان بيماري يا ناتواني تعريفکرده‌ اند. با آنکه به نظر می ‌رسد شناخت و ارتقای بعد جسمي سلامت از دیگر ابعاد روانی و اجتماعی آن ساده ‌تر و عملی ‌تر است، تأثیر عوامل مختلف و نیز تنوع جنبه ‌های آن به ویژه در دوران اولیه رشد و تحول، به گونه ‌ای است که آن را به یکی از مهم ‌ترین ابعاد تبدیل کرده و زمینه ‌‌های گوناگون و متعدد مطالعه را برای پژوهشگران فراهم آورده است و در دامنه ‌ای از مطالعه وراثت، محيط زيست، سبك زندگي تا وضعيت اقتصادي-اجتماعي و خدمات بهداشتي درماني قرار دارد. بدون ‌تردید، کودکان به دلیل آسيب‌ پذيري بیشتر نیاز به توجه همه‌ جانبه ‌تر بهداشتی و نیز توسعه و بهبود سلامتی دارند زیرا شرایط جسمی تأثير انكارناپذيري در ارتقاء سطح سایر ابعاد سلامت و نیز پیشرفت آن  ها در سایر ساحت‌ های تحولی دارد. با در نظر گرفتن این‌ که مطالعه و ارزیابی فرایند شرایط جسمانی کودکان در طول دوره تحول از اهمیت قابل ‌ملاحظه‌ ای در تدوين برنامه‌ های مداخله ‌ای ملی برخوردار است، یکی از ساحت ‌های پژوهشی مطالعه “کودکی در ایران” به سلامت جسمی اختصاص یافته و تلاش شده است که مهم  ترین مؤلفه‌ های آن شامل رشد ادراکی حرکتی، سلامت زیستی، فعالیت بدنی، و مهارت  های حرکتی بنیادی مورد بررسی و مطالعه دقیق قرار گیرد.

SWITCH THE LANGUAGE